صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

291

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

مىگفت : از ابو عثمان مغربى شنيدم كه مىگفت : « بهترين چيزى كه در اين طريقت انسان بايد بر نفس خود ملزم نمايد ، محاسبه و مراقبت و علم را با علم قرين كردن است . » ابو العبّاس بغدادى مىگويد : از جعفر بن نصير دربارهء مراقبت پرسيدم ، گفت : « رعايت باطن براى ملاحظهء نظر حق با هر چيزى كه به ذهن خطور مىكند . » پس براى آدمى شايسته نيست كه از ذكر خداوند جدا گردد ، اگر به زبان ميسر شد به قلبش و حركتهاى جوارحش و در سكنات آن ، و از نگاه به حرام و گوش سپردن به حرام منع نمايد و زبانش را باز دارد و سخن نگويد ، مگر به رضايت خداوند سبحان . همچنين بقيهء اعضا و جوارح و حواس ظاهرى و باطنى . برخى از صوفيان به اين معنا پرداخته‌اند كه : « هر كس خداوند را در خاطرش مراقب باشد ، خداوند او را در جوارحش حفظ مىكند . » چه نفس پاكى دارند اهل معرفت و كشف و اهل تصوّف ! آن گاه كه به بيان مىپردازند و بر قلب تشنگان سيرآبى مىبخشند . از جمله ، سخن ذو النّون مصرى است كه مىگويد : « علامت مراقبت ، ترجيح دادن آن چيزى است كه خداوند ترجيح داده و بزرگداشت آن چيزى است كه خداوند بزرگ دانسته ، و كوچك شمردن آنچه خداوند كوچك شمرده است . » ابراهيم خواص مىگويد : « مراعات ، مراقبت را به ارث مىگذارد و مراقبت خلوص را در پنهان و آشكار براى خداوند . » از ابن عطاء سؤال شد : « برترين طاعات كدام است ؟ گفت : « مراقبت حق بر دوام اوقات . » از ابو الحسين بن هند سؤال شد ، چه هنگام چوپان با عصايش گوسفندان را از مراتع هلاك مىراند و رعايت مىكند ؟ گفت : « هرگاه بداند كه بر آن ، رقيب ( حافظ ) است . » ابن عربى مىگويد : مراقبه ، از بهترين مقامات تصوف ، دقيق‌ترين آن ، و غنىترين آن به فتوحات و اسرار است كه درجات و رتبه‌هاى آن را پيموده است . از مراحل آن اين است كه شخص مراقب نفس خود باشد و قبل از خواب ، به حساب كارهايش برسد و سپس ، به مرتبه‌اى برود كه به محاسبه و مراقبت سخنان بپردازد تا آن كه به مقامى برسد كه محاسبه و مراقبه بر انديشه‌ها باشد . چنين كسى فيضى دريافت مىكند كه از معارف الهى و انوار ربّانى قطع نمىگردد و جز براى سالكان اين طريق كه مشكلات آن را هموار مىكند و امرش را به خدا مىسپارد ، تجلّى نمىكند . او كسى است كه در فتوحات گفته است : « موالات به طور كلى